پرسش‌های متداول

آیا برای استفاده از روش روایت درمانی (راوی) باید به جیوتیش یا اساطیر هندی اعتقاد داشته باشم؟

خیر، ابداً نیازی به اعتقاد ندارید. در این رویکرد، ما از فلسفهٔ جیوتیش صرفاً به عنوان یک ابزار نمادین و یک نقشهٔ مفهومی برای درک الگوها استفاده می‌کنیم، نه یک سیستم اعتقادی.
جیوتیش (بدون چارت) به ما کمک می‌کند تا ببینیم هر بحران در کدام بخش از زندگی شما (رابطه، شغل، خانواده،…) فعال شده و چه نیروهایی (مثل خشم، وابستگی، یا کنترل و…) در آن دخیل بوده‌اند.
این کار شبیه استفاده از یک نقشه برای مسیریابی است؛ برای استفاده از نقشه، نیازی نیست به آن اعتقاد داشته باشید.
همچنین، ما تنها از اساطیر هندی استفاده نمی‌کنیم، بلکه اسطوره‌های بومی و آشنا برای شما (مانند اسطوره‌های ایرانی) نیز به کار گرفته می‌شوند. هدف، صرفاً پیدا کردن یک «قالب داستانی» است که با تجربهٔ شما همخوانی داشته باشد.

روایت درمانی اسطوره ای “راوی” دقیقا چیست و چه فرقی با روان درمانی های رایج مثل CBT یا روانکاوی دارد؟

این رویکرد یک سفر درمانی منحصر به فرد است که بحران های زندگی شما را نه به عنوان یک مشکل فردی بلکه به عنوان بخشی از یک الگوی بنیادین داستانی کهن می بیند. در این سفر ما با سه ابزار اصلی کار دارد:

۱.نقشه جیوتیش: به جای اینکه زندگی شما را محصول اتفاقات تصادفی بدانیم از فلسفه کهن جيوتيش به عنوان یک نقشه مفهومی استفاده می کنیم تا الگوی بحران شما را شناسایی کنیم.

هر بحران فعال شدن یک یا چند عملگر» و «ساحت است.

از حکمت جیوتیش نه برای پیشگویی یا قضاوتگری بلکه صرفا به عنوان مدل مفهومی تسهیل کننده برای رسیدن به روایت زندگی شما بهره گرفته می شود.

۲.اسطوره ها: داستان بحران شما را در قاب اسطوره های جمعی مثل دواتاهای پورانیک یا اساطیر ایرانی قرار میدهیم.

این کار به شما کمک میکند تا احساس تنهایی گناه و رنج را از بین ببرید و به جای یک قربانی خود را به عنوان “نقش اول” داستان خود ببینید.

۳.آیین‌مندی: برای اینکه تغییرات ذهنی در زندگی روزمرهٔ شما تثبیت شوند، از آیین‌های ساده و شخصی‌سازی‌شده استفاده می‌کنیم. این آیین‌ها (مثل نوشتن، نقاشی، یا استفاده از یک شیء یا عملی نمادین یا معناگرا) پلی میان ذهن و بدن شما ایجاد می‌کنند.

این رویکرد، بر خلاف CBT که بیشتر بر تغییر الگوهای فکری تمرکز دارد، یا روانکاوی که به عمق گذشته می‌پردازد، شما را از سطح تحلیل به سطح روایت‌پردازی و تجربه می‌برد تا بتوانید داستان زندگی‌تان را به شکلی متفاوت بنویسید و معنای جدیدی به آن ببخشید.

روایت درمانی اسطوری (راوی) چگونه بدون داشتن چارت تولد، بحران‌های زندگی را تحلیل می‌کند؟

این یکی از نوآوری‌های کلیدی این رویکرد است.

ما به جای تکیه بر اطلاعات فردی مثل تاریخ و ساعت تولد، روی تجربهٔ ذهنی شما تمرکز می‌کنیم.

به عبارت دیگر، ما به دنبال الگوی مشترک بین افراد هستیم، نه جزئیات یک چارت شخصی.

*(گِراها) یا «عملگر»ها، نیروهای روانی-کهن‌الگویی هستند (مثلاً مریخ نماد انرژی و خشم، زحل نماد نظم و محدودیت، و خورشید نماد اقتدار).

* (باوا) یا «ساحت»ها، حوزه‌های مختلف زندگی هستند (مثلاً ساحت شغل، خانواده یا روابط).

وقتی شما دربارهٔ بحران خود صحبت می‌کنید، ما با گوش دادن به روایت شما، این عملگرها و ساحت‌های فعال را شناسایی می‌کنیم.

برای مثال، اگر از خشم مداوم با پدرتان صحبت کنید، نقشهٔ بحران شما احتمالاً فعال شدن مریخ در ساحت پدر است.

این تحلیل مفهومی به ما کمک می‌کند تا به کشف روایت منجسم و کلان مشکل شما، از دریچه اسطوره های مرتبط دست بیابیم.

در این رویکرد، جیوتیش نقشه ی ذهنی برای کشف الگوی اسطوره ای (دواتایی) را فراهم می کند و ابزاری برای پیشگویی و… نیست.

و راهکار برون رفت از روایت مشکل ساز را از همان الگوهای اسطوره ای (دواتایی) الهام می گیریم.

روایت درمانی اسطوره ای (راوی) برای درمان چه مشکلاتی مناسب است؟ (مثلاً افسردگی، اضطراب، مشکلات رابطه یا بحران‌های وجودی)

این روش به صورت مستقیم بر روی بیماری‌های روانی مانند افسردگی یا اضطراب تمرکز نمی‌کند، بلکه بیشتر برای حل بحران‌های هویتی، وجودی و روابطی مناسب است.

این رویکرد برای کسانی که احساس می‌کنند در یک «الگوی تکراری» از رنج گیر افتاده‌اند، یا کسانی که به دنبال معنای عمیق‌تری برای تجربیات سخت زندگی خود هستند، بسیار کارآمد است.

بحران‌های زیر نمونه‌هایی از مواردی هستند که این رویکرد می‌تواند به آن‌ها کمک کند:

* مشکلات مزمن در روابط عاطفی یا خانوادگی

* حسرت‌ها و زخم‌های کهنهٔ ناشی از گذشته

* بحران شغلی یا بی‌معنایی در کار

* احساس گم‌شدگی یا نیاز به پیدا کردن مسیر زندگی

* رنج ناشی از فقدان یا تغییرات بزرگ در زندگی

با این حال، در صورت تشخیص سوگ پیچیده، تروما یا اختلالات روانی حاد، این روش به صورت مکمل و با همکاری متخصص مربوطه انجام می‌پذیرد.

در روایت درمانی اسطوره ای (راوی) چرا به جای تمرکز روی گذشتهٔ شخصی، از اسطوره‌ها و داستان‌های کهن استفاده می‌کنید؟

تمرکز بر گذشتهٔ شخصی اغلب با احساس گناه و خودسرزنشی همراه است.

وقتی می‌گوییم «من اشتباه کردم»، بار سنگینی بر دوش ما می‌گذارد.

اما اسطوره‌ها این بار را سبک می‌کنند. اسطوره‌ها داستان‌های جمعی و جهانی هستند که به ما نشان می‌دهند رنج و مبارزه، چگونه بخشی از سرنوشت انسانی استگ

وقتی شما داستان خود را در قاب اسطوره‌ای مثل سیاوش می‌بینید، متوجه می‌شوید که تنها نیستید.

داستان شما از یک شکست شخصی، به یک سفر هدفمند و روشن تبدیل می‌شود.

این تغییر روایت، نه تنها پذیرش گذشته را آسان‌تر می‌کند، بلکه به شما قدرت می‌بخشد تا آینده را به شکلی معنادارتر بسازید.

این رویکرد به جای پرسیدن «چرا من؟»، می‌پرسد «این بحران چه داستانی برایم دارد؟»

و بدانید چگونه، می‌توانید تغییر را شروع کنید.

یک جلسهٔ درمانی به چه شکل است و من دقیقاً چه کارهایی باید انجام دهم؟

هر جلسهٔ درمانی یک فرآیند فعال و مشارکتی است.

شما نقش اصلی را در روایت داستان خود دارید و من به عنوان درمانگر، نقش تسهیل‌گر و راهنما را ایفا می‌کنم.

ساختار کلی جلسات به این شکل است:

*جلسهٔاولودوم (شناسایی و روایت): در این دو جلسه، داستان بحران شما را گوش می‌دهم و با هم تلاش می‌کنیم الگوی آن را روی نقشهٔ مفهومی فلسفه ی جیوتیش ترسیم کنیم.

سپس، این الگو را با یک اسطورهٔ کهن یا الگوی روایی بنیادی تطبیق می‌دهیم تا به آن معنا ببخشیم.

* جلسهٔسومتاششم (برنامه و تمرین): در این مرحله، بر اساس داستان و اسطورهٔ کشف‌شده، یک برنامهٔ عملی و شخصی برای شما طراحی می‌کنیم.

این برنامه شامل تمرین‌های عملی است که با «لنگر زندگی» شما (برگرفته از روایت کلان زندگی شما) همخوانی دارد.

این تمرین‌ها به شما کمک می‌کنند تا تغییر را از سطح ذهنی به سطح عملی و روزمره انتقال دهید.

*جلسه هفتم(جمع‌بندی): در جلسهٔ آخر، کل سفر را مرور می‌کنیم، “گنج” یا همان دستاوردهای شما را می‌بینیم و یک «نقشهٔ بازگشت» برای آینده طراحی می‌کنیم تا در صورت بروز بحران‌های مشابه، بدانید که چگونه دوباره خود را بازیابی کنید.

در این مرحله آماده می شوید تا ادامه ی قصه ی زندگی تان پر بارتر و رضایت بخش تر باشد.

چرا فرآیند روایت درمانی ۷ جلسه است؟ آیا ممکن است بیشتر یا کمتر شود؟

فرآیند جلسات «روایت‌درمانی اسطوره‌ای (راوی)» بر اساس یک ساختار هفت‌مرحله‌ای طراحی شده است.

این یک چرخهٔ کامل از «تحلیل و شناخت» تا «کنش و ادغام» را نشان می‌دهد.

با این حال، تعداد جلسات یک چارچوب پیشنهادی است، نه یک قانون قطعی.

بسته به عمق و پیچیدگی بحران، ممکن است نیاز به جلسات بیشتری برای تثبیت تمرین‌ها یا پرداختن به لایه‌های عمیق‌تر وجود داشته باشد.

پس از جلسهٔ هفتم، شما می‌توانید به صورت شخصی ادامه دهید یا در صورت نیاز، برای جلسات تکمیلی مراجعه کنید.

مفهوم «نقشهٔ بحران» چیست و چگونه به من در شناخت مشکلم کمک می‌کند؟

«نقشهٔ بحران» یک ابزار تشخیصی است که به شما کمک می‌کند تا الگوی پنهان در پس رنج خود را ببینید.

به جای اینکه فکر کنید «من مشکل دارم»، این نقشه به شما نشان می‌دهد که «یک الگو فعال شده است».

این نقشه از دو بخش اصلی تشکیل شده است:

عملگر: نیروی محرکی که در بحران شما دخیل است.

مثلاً خشم، حسادت یا نیاز به کنترل…

ساحت: حوزه‌ای از زندگی که این بحران در آن رخ داده است.

مثلاً خانواده، روابط یا شغل…

ترسیم این نقشه به شما وضوح و بینش می‌دهد. وقتی می‌بینید که بحران شما یک تصادف نیست و یک الگوی مشخص دارد، احساس درک و کنترل بیشتری پیدا می‌کنید و این نقطهٔ آغاز تغییر است.

همچنین، این نقشه به من کمک می کند تا الگوهای بنیادین ( روایات اسطوره ای) مرتبط با مساله ی شما را پیدا کنم و اینگونه دروازه ی حل مساله گشوده می شود.

در روایت‌درمانی (راوی) منظور از «عمل معنامند» و «لنگر زندگی» چیست و چطور در زندگی روزمرهٔ من تأثیر می‌گذارند؟

🔹 عمل معنامند:

در این درمان به معنای تبدیل یک کار سادهٔ روزمره به کاری معنادار است.

این نوع عمل به شما کمک می‌کند تغییراتی که در ذهن و روایت‌تان آغاز شده، به سطح بدن و تجربه هم منتقل شود.

گاهی کافی است یک رفتار معمولی، با نگاهی تازه و معنادار انجام شود تا به بخشی از فرایند تغییر و رهایی بدل گردد.

🔹 لنگر زندگی

لنگر زندگی ابزار یا روشی است که از طریق آن با خودتان و جهان اطرافتان ارتباط برقرار می‌کنید.

این لنگر می‌تواند در زمان بحران، پناهگاه امن و عامل ثبات شما باشد.

هر فرد یک یا چند لنگر اصلی دارد که از دل روایت کلان زندگی‌اش برمی‌خیزد.

در جلسات، تمرین‌ها بر اساس لنگر زندگی شما طراحی می‌شوند تا بیشترین اثربخشی را داشته باشند.

آیا در طول جلسات روایت درمانی (راوی) باید تمرینات خاصی انجام دهم؟

در اغلب موارد بله.

تمرین‌ها بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند هستند. و معمولاً پس از چند جلسهٔ نخست آغاز می‌شوند و هدف آن‌ها این است که یافته‌ها و بینش‌های شما از سطح گفت‌وگو به سطح تجربهٔ زیسته منتقل شوند.

تمرین‌ها بر اساس ویژگی‌های شخصی شما طراحی می‌شوند و با آنچه «لنگر زندگی» شما نام دارد هماهنگ می‌گردند.

به همین دلیل، اجرای آن‌ها نه‌تنها دشوار یا تحمیلی نیست، بلکه با شیوهٔ طبیعی شما در مواجهه با زندگی پیوند می‌خورد.

این تمرین‌ها در اصل ابزاری هستند برای:

۱.تبدیل شناخت به عمل روزمره،

۲.تثبیت معناهایی که در جلسه آشکار می‌شوند،

۳.و ایجاد تغییرات پایدار در روایت شخصی شما.

تعهد به انجام آن‌ها، یکی از کلیدهای اصلی موفقیت در این مسیر است؛ چرا که روایت تازه تنها زمانی قدرت واقعی می‌یابد که در جریان زندگی روزمره تنیده شود.

در روایت درمانی اسطوره ای (راوی) چه زمانی می‌توانم انتظار بهبود و تغییر را داشته باشم؟

تغییر یک فرآیند شخصی و منحصربه‌فرد است و زمان‌بندی دقیقی ندارد.

اما اغلب مراجعان از همان جلسات اول، با پیدا کردن الگوی بحران و قرار دادن آن در قاب اسطوره‌ای، احساس سبکی و وضوح می‌کنند.

این همان نقطهٔ آغاز تغییر است.

در ادامهٔ مسیر، با شروع تمرین‌های عملی از جلسهٔ چهارم، نتایج ملموس در رفتارها و احساسات روزمرهٔ شما آشکار می‌شوند.

معیار پیشرفت در این روش، لزوماً از بین رفتن کامل مشکل نیست، بلکه:

* کاهش خودسرزنشی: دیگر خودتان را به خاطر رنج‌هایتان سرزنش نمی‌کنید.

* افزایش معنا: رنج به جای اینکه یک اتفاق بی‌معنا باشد، به بخشی از داستان رشد شما تبدیل می‌شود.

* افزایش کنشگری: به جای درجا زدن در مشکل، با تمرین‌های عملی به سمت راه‌حل حرکت می‌کنید و از روایت مشکل ساز به روایت جایگزینِ مطلوب می رسید.

روایت‌درمانی (راوی) چگونه به من کمک می‌کند تا رنج‌هایم را به «معنا» تبدیل کنم؟

در این رویکرد، رنج مدرک شکست نیست؛

بلکه سوخت بلوغ مرحلهٔ بعد زندگی است.

به جای اینکه با حسرت بگوییم:

«کاش این اتفاق نمی‌افتاد…»

از خود می‌پرسیم:

«این رنج چه گنجی برای من داشته است؟»

مثلا: این حسرت که «کاش رابطه‌ام با پدرم بهتر بود»

به این پرسش تبدیل می‌شود:

«اگر آن دوری بخشی از قصهٔ من بوده، چه نقشی در شکل‌گیری توانمندی‌هایم داشته و امروز چه گنجی از آن برای من مانده است؟»

به این ترتیب، رنج از یک «اتفاق تلخ» به یک «روایت معنا‌دار» تبدیل می‌شود؛

و شما در پایان با دستانی پر از گنج‌های ارزشمند بازمی‌گردید:

استقلال

خودآگاهی

انعطاف‌پذیری

این معنا چگونه کشف می‌شود؟

با همکاری شما و مشاور، از طریق:

✔️ شناسایی روایت کامل زندگی

✔️ پرسش‌های کلیدی

✔️ بازنویسی داستان زندگی

✔️ تمرین‌هایی برای تحقق روایت جدید

هر زندگی یک قصهٔ یگانه است، و هر قصه معنای یگانهٔ خود را دارد.

گاهی همین شناختِ قصهٔ پنهان کافی است تا معنای از‌دست‌رفته خودبه‌خود آشکار شود.

اگر شما هم می‌خواهید رنج‌هایتان را به گنج‌های معنا تبدیل کنید،

می‌توانید همین امروز برای جلسهٔ مشاوره اقدام کنید.

آیا روایت‌درمانی (راوی) برای همه مناسب است؟

✅️روایت‌درمانیِ راوی برای کسانی مناسب است که در پی شناختی عمیق‌تر و معنادارتر از خود و بحران‌های زندگی‌شان هستند.

افرادی که احساس می‌کنند بخشی از آزادی، قدرت یا جهت زندگی خود را از دست داده‌اند و می‌خواهند مسیر تازه‌ای در داستان زندگی‌شان بیافرینند، معمولاً از این رویکرد بهره‌ی فراوان می‌برند.

اما راوی برای همه مناسب نیست.

☑️در برخی موارد، این روش ممکن است به‌تنهایی کافی نباشد یا لازم باشد در کنار درمان‌های دیگر استفاده شود:

۱.تروما یا سوگ پیچیده:

اگر تجربه‌ی آسیب‌زای عمیق و شدیدی را پشت سر گذاشته‌اید، ابتدا نیاز به کار تخصصی‌ ویژه‌ی تروما دارید و سپس می‌توانید از روایت‌درمانی برای بازسازی معنا و هویت و ایجاد مسیری تازه در زندگی تان بهره ببرید.

۲.اختلالات روانی حاد:

راوی مستقیماً برای درمان افسردگی شدید، اضطراب مزمن یا اختلالات شخصیت طراحی نشده است، گرچه می‌تواند در مراحل بعدی، رویکردی مکمل برای بازگشت به معنا و انسجام درونی و خروج از مسیر مشکل ساز باشد.

۳.عدم تمایل به مشارکت فعال:

روایت‌درمانی فرآیندی مشارکتی است و به تعهد، گفت‌وگو، و تمرین‌های فعال نیاز دارد.

اگر انتظار دارید راه‌حلی سریع و غیرفعال دریافت کنید، این روش مناسب شما نیست.

در جلسات اولیه، درمانگر راوی با دقت وضعیت شما را بررسی می‌کند و در صورت لزوم، ارجاع به درمان‌های مکمل یا تخصصی دیگر را پیشنهاد خواهد داد تا مسیر درمانی‌تان ایمن، تدریجی و متناسب با نیازهای شما پیش برود.

آیا روایت‌درمانی (راوی) می‌تواند مکمل سایر شیوه‌های مشاوره باشد؟

بله، کاملاً. همان‌طور که در شیوه‌نامه‌ی جامع راوی آمده است، این رویکرد به‌راحتی با سایر روش‌های درمانی تلفیق می‌شود و در واقع چارچوبی فراهم می‌کند که ابزارهای دیگر را معنا و عمق بیشتری می‌بخشد. برای نمونه:

🧠 در CBT (شناخت‌درمانی رفتاری)

می‌توان از ابزارهایی مانند «ثبت افکار» برای شفاف‌سازی الگوهای ذهنی و بازنویسی روایت‌های محدودکننده بهره گرفت.

🎯 در واقعیت‌درمانی

ابزار «برنامه‌ریزی رفتاری» می‌تواند در طراحی تمرین‌های عملی و تجسم مسیر جدید زندگی به‌کار رود.

🌿 در مایندفولنس

تکنیک‌های حضور و آگاهی بدنی، به تثبیت روایت تازه و ایجاد پیوند عمیق‌تر میان ذهن، بدن و معنا کمک می‌کنند.

در نتیجه، روایت‌درمانی راوی نه جایگزین، بلکه افق مکمل و ژرف‌تری برای سایر درمان‌هاست.

ویژه‌ی کسانی که در مسیر درمان هستند، اما در جستجوی معنای عمیق‌تر و راهی مؤثرتر برای رهایی‌اند.