اما میتواند در چند لحظهٔ مهم مثل یک چراغ کمکی عمل کند.
قصه نسخه نمیدهد؛ فقط فضا، زبان و زاویهدید تازه میسازد.
اینها چهار لحظهٔ کلیدی هستند که روایتدرمانی از قصه کمک میگیرد:
⭐ ۱) وقتی فرد کلمات کافی برای توضیح تجربه ندارد:
گاهی مراجع حس، موقعیت یا مساله خود را نمیتواند با کلمات توضیح دهد.
اینجاست که یک قصهٔ کوتاه یا یک تصویر ساده، به او کمک میکند زبان پیدا کند.
⭐ ۲) وقتی ذهن مراجع قفل شده و نیاز به باز شدن تخیل دارد:
روایتدرمانی با «دیدن امکانهای تازه» کار میکند.
اما اگر تخیل فرد بسته باشد، امکانها دیده نمیشوند.
در اینجا یک قصهٔ کوچک، یک تمثیل، یا یک تصویر، ذهن را گشوده می کند.
قصه در این لحظه نقش درِ باز را دارد:
فقط ورود و خروج را ممکن میکند. جهت را تعیین نمی کند.
⭐ ۳) وقتی نیاز به آینهی نمادین وجود دارد:
گاهی فرد راحت نیست مستقیم دربارهٔ خود صحبت کند.
اما وقتی قصهای کوتاه یا موقعیتی استعاری میشنود، فاصلهٔ امن پیدا میکند و میتواند احساسش را بیرون بریزد.
⭐ ۴) وقتی میخواهیم روایت جایگزین را “قوام” بدهیم:
در روایتدرمانی وقتی روایت جدید ساخته میشود، گاهی خام و ناپایدار است.
مثل یک شاخهٔ تازهجوانهزده.
اینجا یک قصه یا استعاره و تصویر میتواند به شکل «تقویتکننده» عمل کند و روایت جدید را تثبیت کند
قصه در این مرحله کمک میکند روایت جدید جا بیفتد.
🔻 خلاصه:
فقط در چهار موقعیت قصه وارد روایت درمانی می شود:
۱) وقتی فرد زبان کم می آورد.
۲) وقتی تخیل بسته است.
۳) وقتی نیاز به آینهٔ غیرمستقیم وجود دارد.
۴) وقتی روایت جدید نیاز به تقویت دارد.
❗ مهم:
در هیچیک از این چهار مرحله، قصه نقش «نسخه»، «درس» یا «نصیحت» ندارد.
قصه فقط فضا میسازد؛
معنا را خودِ فرد میسازد.
@Ravicenter
@Ravi_Direct
جهت رزرو نوبت مشاوره
#سوالات_شما #روایت_درمانی #روایت_درمانی_اسطورهای
#مهدی_تهرانی #راوی

0 Comments